به سوی هویزه میرویم شهری که شاهد مظلومانه ترین شهادتها بود
شهری که شاهد دستهای خالی خوبان سرزمینم بود شاهد گرمای بی امان
روزهای عطش شاهد بود که چگونه برای آزاد سازی وجب به وچب خاک
کشورم لاله ای پرپرشد شاهد بود که دشمن چگونه وحشیانه و ناجوانمردانه
عزیزترین عزیزان سرزمینم را به خاک وخون میکشد و چقدر خوار وذلیل بود
اهریمن وقتی که فریاد یا حسین دلیر مردان سرزمینم تمام تجهیزاتش را با
تمام پیچیدگیهای آن به مبارزه میطلبد شهری که دید چگونه تانکهای دشمن
از بدن زخمی برادران و پدران سرزمینم عبور میکند و فریاد الله اکبر عزیزانم
عرش کبریایی را میلرزاند شهری که دید جوانان سرزمینم از عطش و گرما به
شهادت میرسند یاد کربلا افتادم یاد گرما و عطش ان یاد اسبهایی که بدن
زخمی اصحاب ویاران امام حسین را به زیر سمهای خود میبردند"ولعن الله امه اسرجت و الجمت و تنقبت لقتالک .... ولعنت کند گروهی را که اسبهای
خودرا زین و لگام کردند نقاب زدن بر کشتن تو هجوم اوردند...."

سرزمینی که شاهد حمله های غافلگیرانه دشمن بود سرزمینی که در
ابتدای جنگ مورد هجوم قرار گرفت "راوی میگفت انقدر بچه ها تجهیزات کم
داشتند که حتی برای حمل زخمیها برانکارد کم داشتیم"
روزهایی را
شاهد بود که دشمن سرمست از غرور بود و به خیال خود میتواند دلیر
مردان کشورم را به زانو در آورد --زهی خیال باطل --- غافل از آنکه انچنان به
زانو میافتد که سر تهی از مغزش به زیر پای عزیزان کشورم میافتد
وارد گلزار شهدا میشویم به راستی که بهشتی است که بهترین بندگان خدا در آن ارمیده اند
عکسهای عزیزان کشورم دیوارهای این گلزار را پرکرده وقتی به هرعکسی
نگاه میکنی غرور وایمان و عشق ودلدادگی به معبود درنگاههای نافذشان
موج میزند نگاههایی که اندیشه ای جز رسیدن به معشوق ندارند چه رازها
که با خدای خود داشتند و چه ذکرها که درخلوتشان با معبودشان زمزمه
کردند 
انها رفتند با بالهای عشق وتقوا پرکشیدند به اوج به انجاکه معشوق در
انتظارشان بود
خداوندا به برکت خون شهدا ما رانیز عاشق کن خداوندا قسمت میدهیم که
مارانیز برمرکب و عشق تقوا بنشان و به سوی خود بخوان
دیروز داشتم توی اینترنت میگشتم یه مطلب درباره طلائیه خوندم خیلی قشنگ بود دلم نیومد شماهم نخونید لینکش رو در زیر اوردم:
http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/shahid/articleid/194162/redirectkey/b67bc9a30cb8269ea30f57a58b32d68e
آمین
یا حق